واژه

ambush

(am' bush)

کمین

اَمبوش

Definition

a trap in which soldiers or enemies hide to make a surprise attack

توضیح فارسی

تله‌ای که در آن سربازان یا دشمنان برای حمله ناگهانی پنهان می‌شوند

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The ambush became a tragedy for those who attempted it because they were all killed.

کمین برای کسانی که آن را اجرا کردند به فاجعه تبدیل شد، چون همگی کشته شدند.

ذی اَمبوش بِکِیم اِ ترَجِدی فور ذوز هو اَتِمپتِد ایت بِکاز ذِی وِر آل کیلْد.

General Taylor raved about the ingenious ambush he planned.

ژنرال تیلور درباره کمین هوشمندانه‌ای که طراحی کرده بود با هیجان صحبت می‌کرد.

جِنِرَل تِیلِر رِیود اَباوت ذی اینجینیِس اَمبوش هی پِلَند.

The troops lay in ambush in the dense woods all through the night.

نیروها تمام شب در جنگل انبوه در کمین بودند.

ذِ تروپس لِی این اَمبوش این ذِ دِنس وودز آل ثرو ذِ نایت.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.