واژه

linger

(ling' ər)

ماندن / درنگ کردن

لینگِر

Definition

stay on; go slowly as if unwilling to leave

توضیح فارسی

باقی ماندن؛ آهسته رفتن انگار که نخواهد ترک کند

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The odor didn’t vanish, but lingered on for weeks.

بو از بین نرفت، بلکه هفته‌ها باقی ماند.

ذی اودِر دیدِنت وَنیش، بات لینگِرد آن فور ویکس.

Some traditions linger on long after they have lost their meanings.

بعضی سنت‌ها مدت‌ها پس از از دست دادن معنایشان ادامه پیدا می‌کنند.

سام تِرَدیشنز لینگِر آن لانگ اَفتِر ذِی هَو لاست ذِر مینینگْز.

After the campus closed for the summer, some students lingered on, reluctant to go home.

بعد از تعطیلی دانشگاه برای تابستان، بعضی دانشجویان همچنان ماندند چون تمایلی به رفتن به خانه نداشتند.

اَفتِر ذِ کَمپِس کلوزْد فور ذِ سامِر، سام اِستیودِنتس لینگِرد آن، ریلَکتِنت تو گو هوم.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.