واژه

jagged

(jag' id)

دندانه‌دار / ناهموار

جَگِد

Definition

with sharp points sticking out; unevenly cut or torn

توضیح فارسی

دارای لبه‌های تیز بیرون‌زده؛ ناصاف یا پاره‌پاره

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Being reckless, Rudy didn’t watch out for the jagged steel.

رودی چون بی‌احتیاط بود، مراقب فولاد دندانه‌دار نبود.

بیینگ رِکلِس، رودی دیدِنت واچ آوت فور ذِ جَگِد اِستیل.

It’s an enormous job to smooth the jagged edge of a fence.

صاف کردن لبه ناهموار یک حصار کار بزرگی است.

ایتس اَن اِنورمِس جاب تو اِسموث ذِ جَگِد اِج آو اِ فِنس.

Leslie’s hair was so jagged it was scarcely possible to tell that it had just been cut.

موی لزلی آن‌قدر نامرتب و ناهموار بود که به‌سختی می‌شد فهمید تازه کوتاه شده است.

لِزلیز هِر واز سو جَگِد ایت واز اِسکِرسلی پاسیبِل تو تِل دَت ایت هَد جاست بین کات.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.