واژه

emerge

(i mērj')

ظاهر شدن

ایمِرج

Definition

come out; come up; come into view

توضیح فارسی

بیرون آمدن؛ ظاهر شدن؛ نمایان شدن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

When the fight was over, the underdog emerged the winner.

وقتی مبارزه تمام شد، فرد ضعیف‌تر پیروز ظاهر شد.

وِن ذِ فایت واز اووِر، ذِ آندِرداگ ایمِرجْد ذِ وینِر.

You have to be nimble to emerge from the narrow opening in five seconds.

باید چابک باشی تا در پنج ثانیه از شکاف باریک بیرون بیایی.

یو هَو تو بی نیمبِل تو ایمِرج فرام ذِ نَرو اوپِنینگ این فایو سِکِندز.

What emerged from the bottle was a blend of fruit juices.

چیزی که از بطری بیرون آمد ترکیبی از آب‌میوه‌ها بود.

وات ایمِرجْد فرام ذِ باتِل واز اِ بِلِند آو فروت جوسِز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.