(pan' ik)
پَنیک
unreasoning fear; fear spreading through a group of people so that they lose control of themselves
ترس غیرمنطقی؛ ترسی که در میان گروهی پخش شود و باعث از دست دادن کنترل شود
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The leader of the lost group appealed to them not to panic.
رهبر گروه گمشده از آنها خواست وحشت نکنند.
When the danger was exaggerated, a few people started to panic.
وقتی خطر بزرگنمایی شد، چند نفر شروع به وحشت کردن کردند.
The source of panic in the crowd was a man with a gun.
منشأ وحشت در جمعیت، مردی با اسلحه بود.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.