واژه

ban

(ban)

ممنوع کردن

بَن

Definition

prohibit; forbid

توضیح فارسی

جلوگیری یا ممنوع کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The group unanimously voted to ban all people who were under six feet.

گروه به اتفاق آرا رأی داد همه افرادی که قدشان زیر شش فوت بود ممنوع شوند.

ذِ گروپ یونَنِمِسلی ووتِد تو بَن آل پیپِل هو وِر آندِر سیکس فیت.

Health officials are trying to expand their field in order to ban cigarette advertising from newspapers and magazines.

مسئولان بهداشت تلاش می‌کنند حوزه فعالیت خود را گسترش دهند تا تبلیغات سیگار را از روزنامه‌ها و مجلات ممنوع کنند.

هِلث آفیشِلز آر ترایینگ تو اِکسپَند ذِر فیلد این اُردِر تو بَن سیگِرِت اَدورتایزینگ فرام نیوزپیپِرز اَند مَگَزینز.

I want to ban all outsiders from our discussion on security.

من می‌خواهم همه افراد خارجی را از بحث امنیتی ما محروم کنم.

آی وانت تو بَن آل آوتسایدرز فرام آور دیسکاشِن آن سِکیوریتی.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.