واژه

estimate

(es' tə māt)

تخمین زدن

اِستیمِیت

Definition

form a judgment or opinion about; guess

توضیح فارسی

قضاوت یا نظر دادن درباره چیزی؛ حدس زدن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The driver estimated that the auto race would commence at nine o’clock.

راننده تخمین زد که مسابقه اتومبیل‌رانی ساعت نه آغاز شود.

ذِ درایوِر اِستیمِیتِد دَت ذِ آتو رِیس وود کامِنس اَت ناین اُکلاک.

I try to avoid making estimates on things I know nothing about.

من سعی می‌کنم درباره چیزهایی که چیزی از آن‌ها نمی‌دانم تخمین نزنم.

آی ترای تو اووُید میکینگ اِستیمِیتس آن تینگز آی نو ناثینگ اَباوت.

In your estimate, who will be victorious in this conflict?

به نظر شما چه کسی در این درگیری پیروز خواهد شد؟

این یور اِستیمِیت، هو ویل بی ویکتوریِس این دیس کانفلیکت؟
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.