(es' tə māt)
اِستیمِیت
form a judgment or opinion about; guess
قضاوت یا نظر دادن درباره چیزی؛ حدس زدن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The driver estimated that the auto race would commence at nine o’clock.
راننده تخمین زد که مسابقه اتومبیلرانی ساعت نه آغاز شود.
I try to avoid making estimates on things I know nothing about.
من سعی میکنم درباره چیزهایی که چیزی از آنها نمیدانم تخمین نزنم.
In your estimate, who will be victorious in this conflict?
به نظر شما چه کسی در این درگیری پیروز خواهد شد؟
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.