(ab sôrb')
اَبسورب
take in or suck up liquids; interest greatly
مایعات را جذب کردن؛ بسیار مجذوب کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The sponge absorbed the beer which had leaked from the keg.
اسفنج آبجویی را که از بشکه نشت کرده بود جذب کرد.
Our bodies must absorb those things which will nourish them.
بدن ما باید چیزهایی را جذب کند که آن را تغذیه میکنند.
I became absorbed in what the teacher was saying and did not hear the bell ring.
من کاملاً غرق صحبتهای معلم شدم و صدای زنگ را نشنیدم.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.