واژه

uneasy

(un ez' ē)

نگران / مضطرب

آن‌ایزی

Definition

restless; disturbed; anxious

توضیح فارسی

بی‌قرار؛ ناراحت؛ مضطرب

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Mrs. Spinner was uneasy about letting her son play in the vicinity of the railroad tracks.

خانم اسپینر درباره اجازه دادن به پسرش برای بازی نزدیک ریل قطار نگران بود.

میسِز اسپینِر واز آن‌ایزی اَباوت لِتینگ هِر سان پِلِی این ذِ وِسینیتی آو ذِ رِیل‌رود تِرَکس.

The treasurer was uneasy about the company’s budget.

خزانه‌دار درباره بودجه شرکت مضطرب بود.

ذِ تِرِژِرِر واز آن‌ایزی اَباوت ذِ کامپِنیز باجِت.

Arnold felt uneasy about the meeting even though he tried to act in a casual manner.

آرنولد درباره جلسه احساس نگرانی می‌کرد، هرچند سعی داشت عادی رفتار کند.

آرنولد فِلت آن‌ایزی اَباوت ذِ میتینگ ایوِن ذو هی تراید تو اَکت این اِ کَژوآل مَنِر.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.