واژه

harvest

(här' vist)

برداشت محصول

هاروِست

Definition

gathering in of grain or other food crops

توضیح فارسی

جمع‌آوری غلات یا دیگر محصولات غذایی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

This year's harvest was adequate to feed all our people.

برداشت محصول امسال برای تغذیه همه مردم ما کافی بود.

دیس ییرز هاروست واز اَدِکوِت تو فید آل آور پیپِل.

The farmer decided to expand his fields so that he would get a bigger harvest.

کشاورز تصمیم گرفت زمین‌هایش را گسترش دهد تا محصول بیشتری به دست آورد.

ذِ فارمِر دِسایدِد تو اِکسپَند هیز فیلدز سو دَت هی وود گِت اِ بیگِر هاروست.

If the harvest is poor, there is always the possibility of a famine.

اگر برداشت محصول ضعیف باشد، همیشه احتمال قحطی وجود دارد.

ایف ذِ هاروست ایز پور، ذِر ایز آلویز ذِ پاسیبیلیتی آو اِ فَمین.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.