واژه

ingenious

(in jēn' yəs)

باهوش / مبتکر

اینجینیِس

Definition

having great mental ability; clever

توضیح فارسی

دارای توانایی ذهنی بالا؛ زیرک و خلاق

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Bernie devised an ingenious plan to cheat on his income tax.

برنی یک نقشه هوشمندانه برای تقلب در مالیات درآمدش طراحی کرد.

بِرنی دِوایزْد اَن اینجینیِس پِلَن تو چیت آن هیز اینکام تَکس.

Rube Goldberg was a journalist who won fame for his ingenious inventions.

روب گلدبرگ روزنامه‌نگاری بود که به خاطر اختراعات مبتکرانه‌اش مشهور شد.

روب گُلدبِرگ واز اِ جِرنَلیست هو وان فِیم فور هیز اینجینیِس اینوِنشِنز.

The master spy had an ingenious way of passing secrets to the agent.

جاسوس حرفه‌ای روش هوشمندانه‌ای برای رساندن اسرار به مأمور داشت.

ذِ مَستِر اِسپای هَد اَن اینجینیِس وِی آو پَسینگ سیکرِتس تو ذی ایجِنت.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.