واژه

economical

(ē kə näm' i kəl)

مقرون‌به‌صرفه

ایکِنامیکِل

Definition

not wasting money or time

توضیح فارسی

بدون هدر دادن پول یا زمان

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

I find it economical to shop in the large supermarkets.

من خرید کردن از سوپرمارکت‌های بزرگ را مقرون‌به‌صرفه می‌دانم.

آی فایند ایت ایکِنامیکِل تو شاپ این ذِ لارج سوپِرمارکِتس.

Marissa was praised for her economical management of the budget.

ماریسا به خاطر مدیریت اقتصادی بودجه مورد تحسین قرار گرفت.

مَریسا واز پِریزْد فور هِر ایکِنامیکِل مَنِجمِنت آو ذِ باجِت.

The President made Congress aware of the need to be more economical.

رئیس‌جمهور کنگره را از نیاز به صرفه‌جوتر بودن آگاه کرد.

ذِ پرزیدِنت مید کانگرِس اوِر آو ذِ نید تو بی مور ایکِنامیکِل.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.