(ē kə näm' i kəl)
ایکِنامیکِل
not wasting money or time
بدون هدر دادن پول یا زمان
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
I find it economical to shop in the large supermarkets.
من خرید کردن از سوپرمارکتهای بزرگ را مقرونبهصرفه میدانم.
Marissa was praised for her economical management of the budget.
ماریسا به خاطر مدیریت اقتصادی بودجه مورد تحسین قرار گرفت.
The President made Congress aware of the need to be more economical.
رئیسجمهور کنگره را از نیاز به صرفهجوتر بودن آگاه کرد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.