واژه

reckless

(rek' lis)

بی‌پروا

رِکلِس

Definition

careless; heedless; wild

توضیح فارسی

بی‌احتیاط؛ بی‌فکر؛ وحشی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

We must not ignore reckless drivers; we must take them off the road.

ما نباید رانندگان بی‌پروا را نادیده بگیریم؛ باید آن‌ها را از جاده دور کنیم.

وی ماست نات ایگنور رِکلِس درایوِرز؛ وی ماست تِیک ذِم آف ذِ رود.

After breaking his hand fighting recklessly, Arthur decided to be more cautious in the future.

بعد از اینکه آرتور در یک دعوای بی‌پروا دستش را شکست، تصمیم گرفت در آینده محتاط‌تر باشد.

اَفتِر بریکینگ هیز هَند فایتینگ رِکلِسلی، آرتور دِسایدِد تو بی مور کُشِس این ذِ فیوچِر.

The reckless smoker ignited the entire forest.

فرد بی‌پروا سیگاری تمام جنگل را به آتش کشید.

ذِ رِکلِس اسموکِر ایگنایتِد ذی اِنتایِر فارِست.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.