واژه

manipulate

(mə nip' yə lāt)

کنترل کردن / ماهرانه کار کردن

مَنیپیولِیت

Definition

handle or treat skillfully

توضیح فارسی

ماهرانه کنترل یا اداره کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Scientists must know how to manipulate their microscopes.

دانشمندان باید بدانند چگونه میکروسکوپ‌های خود را کنترل کنند.

سایِنتیستس ماست نو هاو تو مَنیپیولِیت ذِر مایکرواسکوپس.

While Mr. Baird manipulated the puppets, Fran spoke to the audience.

در حالی که آقای بیرد عروسک‌ها را هدایت می‌کرد، فران با تماشاگران صحبت می‌کرد.

وایل میستِر بِرد مَنیپیولِیتِد ذِ پاپِتس، فِرَن اسپوک تو ذی آدیِنس.

The wounded pilot manipulated the radio dial until he made contact.

خلبان زخمی پیچ رادیو را تنظیم کرد تا ارتباط برقرار کرد.

ذِ ووندِد پایلِت مَنیپیولِیتِد ذِ رِیدیُو دایِل آنتیل هی مید کانتَکت.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.