واژه

independent

[ìndipéndənt]

مستقل

ایندیپِندِنت

Definition

If something is independent, it is not controlled by something else.

توضیح فارسی

اگر چیزی مستقل باشد، توسط چیز دیگری کنترل نمی‌شود.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

She chose to live an independent life in the country.

او انتخاب کرد زندگی مستقلی در روستا داشته باشد.

شی چوز تو لیو اَن ایندیپِندِنت لایف اِن دِ کانتری.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.