واژه

cost

[kɔ:st]

هزینه داشتن؛ قیمت داشتن

کاست

Definition

To cost is to require payment.

توضیح فارسی

هزینه داشتن یعنی نیازمند پرداخت بودن.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

These designer shoes cost more than the regular ones.

این کفش‌های طراح‌دار از کفش‌های معمولی بیشتر قیمت دارند.

ذیز دیزاینِر شوز کاست مور ذَن دِ رِگیولِر وانز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.