[kámən]
کامِن
If something is common, it happens often or there is much of it.
اگر چیزی رایج باشد، اغلب رخ میدهد یا مقدار زیادی از آن وجود دارد.
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
It is common for snow to fall in the winter.
بارش برف در زمستان رایج است.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.