واژه

center

[séntər]

مرکز؛ وسط

سِنتر

Definition

The center of something is the middle of it.

توضیح فارسی

مرکزِ چیزی، وسطِ آن است.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The center of a dart board is the most important spot.

مرکز یک تخته دارت مهم‌ترین نقطه است.

دِ سِنتر آو اِ دارت بورد ایز دِ موست ایمپورتِنت اسپات.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.