واژه

annual

an ū əl

سالانه

اَنیوال

Definition

once a year; something that appears yearly or lasts for a year

توضیح فارسی

سالانه؛ چیزی که هر سال رخ می‌دهد یا یک سال دوام دارد

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The annual convention of musicians takes place in Hollywood.

همایش سالانه موسیقی‌دانان در هالیوود برگزار می‌شود.

دِ اَنیوال کانوِنشِن آو موزیشِنز تِیکس پلیس این هالیوود.

The publishers of the encyclopedia put out a book each year called an annual.

ناشران دایرةالمعارف هر سال کتابی منتشر می‌کنند که سالنامه نام دارد.

دِ پابلیشِرز آو دِ اِنسایکلوپیدیا پوت آوت اِ بوک ایچ ییر کالد اَن اَنیوال.

Plants that live only one year are called annuals.

گیاهانی که فقط یک سال عمر می‌کنند گیاهان سالانه نامیده می‌شوند.

پلَنتس دَت لیو اُونلی وان ییر آر کالد اَنیوالز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.