واژه

above

[əbʌ́v]

بالا؛ بالاتر از

اَبَو

Definition

If something is above, it is at a higher level than something else.

توضیح فارسی

اگر چیزی بالاتر از چیزی دیگر باشد، در سطح بالاتری از آن قرار دارد.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

He straightened the sign that was above the crowd.

او تابلویی را که بالای جمعیت بود صاف کرد.

هی اِسترِیتِند دِ ساین ذَت واز اَبَو دِ کراود.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.