واژه

settle

sétl

حل‌وفصل کردن؛ به توافق رسیدن

سِتِل

Definition

When you settle something, you reach an agreement.

توضیح فارسی

وقتی چیزی را حل‌وفصل می‌کنید، به توافق می‌رسید.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

We settled the argument by looking up the answer on the web.

ما با جست‌وجوی پاسخ در وب، بحث را حل‌وفصل کردیم.

وی سِتِلد دِ آرگیومِنت بای لوکینگ آپ دِ اَنسِر آن دِ وِب.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.