واژه

glance

(glans)

نگاه کوتاه

گِلَنس

Definition

to look at quickly; a quick look

توضیح فارسی

سریع نگاه کردن؛ یک نگاه کوتاه

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The observant driver glanced at the accident at the side of the road.

راننده دقیق به تصادف کنار جاده نگاه کوتاهی کرد.

ذی آبزِروِنت درایوِر گِلَنسْت اَت ذی اَکسیدِنت اَت ذِ ساید آو ذِ رود.

I took one glance at the wretched animal and turned away.

من یک نگاه کوتاه به آن حیوان بیچاره انداختم و روی برگرداندم.

آی توک وان گِلَنس اَت ذِ رِچِد اَنیمَل اَند تُرند اوِی.

Thompson identified the burglar after a glance at the photograph in the police station.

تامپسون بعد از یک نگاه کوتاه به عکس در اداره پلیس، دزد را شناسایی کرد.

تامپسون آیدِنتیفاید ذِ بِرگْلِر اَفتِر اِ گِلَنس اَت ذِ فوتوگراف این ذِ پولیس اِستیشن.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.