(glans)
گِلَنس
to look at quickly; a quick look
سریع نگاه کردن؛ یک نگاه کوتاه
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The observant driver glanced at the accident at the side of the road.
راننده دقیق به تصادف کنار جاده نگاه کوتاهی کرد.
I took one glance at the wretched animal and turned away.
من یک نگاه کوتاه به آن حیوان بیچاره انداختم و روی برگرداندم.
Thompson identified the burglar after a glance at the photograph in the police station.
تامپسون بعد از یک نگاه کوتاه به عکس در اداره پلیس، دزد را شناسایی کرد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.