واژه

merge

mə:rdʒ

ادغام کردن؛ یکی شدن

مِرج

Definition

To merge two things is to combine them into one whole thing.

توضیح فارسی

ادغام کردن دو چیز یعنی ترکیب کردن آن‌ها و تبدیلشان به یک کل.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The storm clouds merged into one large menacing cloud that filled the sky.

ابرهای طوفانی در یک ابر بزرگ و تهدیدآمیز که آسمان را پر کرد ادغام شدند.

دِ اِستورم کْلاودز مِرجْد اینتو وان لارج مِناسینگ کْلاود ذَت فیلد دِ اِسکای.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.