واژه

fragile

frǽdʒəl

شکننده

فْرَجِل

Definition

When people or things are fragile, they are not strong and can be damaged easily.

توضیح فارسی

وقتی افراد یا چیزها شکننده هستند، محکم نیستند و به‌راحتی آسیب می‌بینند.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The fragile glassware was carefully packed into boxes.

ظروف شیشه‌ای شکننده با دقت در جعبه‌ها بسته‌بندی شدند.

دِ فْرَجِل گِلَس‌وِر واز کِرفُلی پَکت اینتو باکسِز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.