واژه

compromise

kɑ́mprəmàiz

مصالحه کردن؛ سازش کردن

کامپرامایز

Definition

To compromise is to agree to something that is not exactly what you want.

توضیح فارسی

مصالحه کردن یعنی پذیرفتن چیزی که دقیقاً همان چیزی نیست که می‌خواهید.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

We both compromised about the game we decided to play.

هر دوی ما دربارهٔ بازی‌ای که تصمیم گرفته بودیم انجام دهیم مصالحه کردیم.

وی بوث کامپرامایزد اَبَوت دِ گِیم وی دیسایدِد تو پِلِی.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.