واژه

rush

[rʌʃ]

عجله کردن

راش

Definition

To rush is to go somewhere or do something very quickly.

توضیح فارسی

عجله کردن یعنی خیلی سریع به جایی رفتن یا کاری را انجام دادن.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Nancy rushed to finish her homework.

نَنسی عجله کرد تا تکلیفش را تمام کند.

نَنسی راشْت تو فینیش هِر هوم‌وِرک.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.