(traj' ə dē)
ترَجِدی
a very sad or terrible happening; a sad play
یک اتفاق بسیار غمانگیز یا وحشتناک؛ نمایش غمانگیز
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
It was a tragedy that some pioneers were killed on their way west.
این یک فاجعه بود که چند پیشگام در راه غرب کشته شدند.
If you had your choice between seeing a comedy or a tragedy, which play would you choose?
اگر حق انتخاب بین دیدن یک کمدی یا یک تراژدی را داشتی، کدام نمایش را انتخاب میکردی؟
Harry’s enormous jealousy led to the tragedy in their family.
حسادت شدید هری به فاجعه در خانوادهشان منجر شد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.