واژه

magic

[mǽdʒik]

جادو

مَجیک

Definition

Magic is the power to do impossible things.

توضیح فارسی

جادو، قدرت انجام کارهای غیرممکن است.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The magician used magic to pull a rabbit out of his hat.

شعبده‌باز از جادو استفاده کرد تا خرگوشی را از کلاهش بیرون بکشد.

ذِ مَجیشِن یوزْد مَجیک تو پول اِ رَبیت آوت آو هیز هَت.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.