واژه

barely

[bɛ́ərli]

به‌سختی؛ تقریباً نه

بِرلی

Definition

Barely means by the smallest amount, almost not.

توضیح فارسی

Barely یعنی به کمترین میزان؛ تقریباً اصلاً نه.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

I barely had enough money to pay for my bus ticket.

من به‌سختی پول کافی برای پرداخت بلیت اتوبوسم داشتم.

آی بِرلی هَد اِنَف مانی تو پِی فور مای باس تیکِت.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.