Definition

A puzzle is something that is hard to understand.

توضیح فارسی

Puzzle چیزی است که فهمیدنش دشوار است.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The question was a puzzle to him.

آن سؤال برای او یک معما بود.

ذِ کوئسچِن واز اَ پازِل تو هیم.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.