واژه

harsh

(härsh)

خشن؛ تند

هارش

Definition

rough to the touch, taste, eye, or ear; sharp

توضیح فارسی

زبر و خشن برای لمس، مزه، چشم یا گوش؛ تند

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The law is harsh on people who go around menacing others.

قانون با افرادی که دیگران را تهدید می‌کنند سختگیرانه برخورد می‌کند.

دِ لا ایز هارش آن پیپِل هو گو اَرَوند مِنِیسینگ آدِرز.

Looking at his cigarette, Phil realized it was absurd to inhale such harsh smoke.

فیل با نگاه کردن به سیگارش فهمید که استنشاق چنین دود تندی احمقانه است.

لوکینگ اَت هیز سیگِرِت، فیل ریلایزد ایت واز اَبسِرد تو اِن‌هِیل ساچ هارش اسموک.

Hazel altered her tone of voice from a harsh one to a soft tone.

هیزل لحن صدایش را از حالت خشن به لحنی آرام تغییر داد.

هیزِل آلترْد هِر تون آو وویس فرام اِ هارش وان تو اِ سافت تون.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.