واژه

imply

implái

تلویحاً رساندن؛ اشارهٔ ضمنی کردن

ایمپلای

Definition

To imply something is to suggest it without saying it.

توضیح فارسی

تلویحاً رساندن یعنی چیزی را بدون گفتن مستقیم، القا یا پیشنهاد کردن.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The man implied that he wanted the job, but he didn’t say so.

مرد به‌طور ضمنی فهماند که آن شغل را می‌خواست، اما این را نگفت.

دِ مَن ایمپلاید دَت هی وانتید دِ جاب، بات هی دیدِنت سِی سو.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.