واژه

regular

[régjulər]

منظم؛ معمول

رِگیولِر

Definition

If something is regular, it happens often and in equal amounts of time.

توضیح فارسی

اگر چیزی regular باشد، اغلب و در فاصله‌های زمانی مساوی اتفاق می‌افتد.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Our regular lunch time is around noon.

زمان معمول ناهار ما حدود ظهر است.

آور رِگیولِر لانچ تایم ایز اَرَوند نون.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.