واژه

wretched

(retch′ id)

افتضاح؛ miserable

رچِد

Definition

very unsatisfactory; miserable

توضیح فارسی

بسیار نامطلوب؛ بدبخت

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

I feel wretched after a night when I’ve scarcely slept.

بعد از شبی که به سختی خوابیده‌ام احساس بدبختی و ناراحتی می‌کنم.

آی فیل رچِد اَفتِر اِ نایت وِن آی‌و اِسکِرسلی سِلِپت.

There was unanimous agreement that we had seen a wretched movie.

همه اتفاق نظر داشتند که ما یک فیلم افتضاح دیده بودیم.

ذِر واز یونَنِمِس اَگریمِنت ذَت وی هَد سین اِ رچِد مووی.

Toby had wretched luck at the gambling tables.

توبی در میزهای قمار بدشانسی افتضاحی داشت.

توبی هَد رچِد لاک اَت دِ گمبلینگ تیبِلز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.