[préʃər]
پْرِشِر
Pressure is what you apply to make someone do something.
فشار چیزی است که برای واداشتن کسی به انجام کاری اعمال میکنید.
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
They put pressure on him to change his mind.
آنها به او فشار آوردند تا نظرش را عوض کند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.