واژه

complex

[kəmpléks]

پیچیده

کِمپْلِکس

Definition

If something is complex, it has many small parts. It is hard to understand.

توضیح فارسی

اگر چیزی پیچیده باشد، بخش‌های کوچک زیادی دارد. درک آن دشوار است.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

A jigsaw puzzle can be complex because it has so many pieces.

یک پازل جورچین می‌تواند پیچیده باشد چون قطعات بسیار زیادی دارد.

اِ جیگ‌سا پازِل کَن بی کِمپْلِکس بِکاز اِت هَز سو مِنی پیسِز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.