واژه

sound

[saund]

صدا دادن؛ به صدا درآمدن

ساوند

Definition

To sound means to make a noise.

توضیح فارسی

sound یعنی صدا ایجاد کردن.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The alarm clock sounded and woke us all up.

ساعت زنگ‌دار به صدا درآمد و همه ما را بیدار کرد.

دِ اَلارم کلاک ساوندِد اَند وُوک اَس آل آپ.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.