واژه

wary

(wâr′ ē)

محتاط

وِری

Definition

on one's guard against danger or trickery; cautious

توضیح فارسی

مراقب خطر یا فریب بودن؛ محتاط

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Marilyn’s mother told her to be wary of strangers.

مادر مریلین به او گفت که نسبت به غریبه‌ها محتاط باشد.

مِریلینز مادر تولد هِر تو بی وِری آو اِسترینجِرز.

After Orlando had been the victim of a cheat, he was wary of those who said they wanted to help him.

بعد از اینکه اورلاندو قربانی یک کلاهبرداری شد، نسبت به کسانی که می‌گفتند می‌خواهند کمکش کنند محتاط بود.

اَفتِر اورلاندو هَد بین دِ ویکتیم آو اِ چیت، هی واز وِری آو ذوز هو سِد ذِی وانتِد تو هِلپ هیم.

Living in a polluted city makes you wary of the air you breathe.

زندگی در یک شهر آلوده باعث می‌شود نسبت به هوایی که تنفس می‌کنید محتاط باشید.

لیوینگ این اِ پُلوتِد سیتی مِیکس یو وِری آو دی اِر یو بریذ.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.