واژه

match

[mætʃ]

مطابق بودن؛ شبیه بودن

مَچ

Definition

To match is to be the same or similar.

توضیح فارسی

match یعنی یکسان یا شبیه بودن.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The two shoes matched. They looked the same.

آن دو کفش با هم جور بودند. آن‌ها یکسان به نظر می‌رسیدند.

دِ تو شوز مَچت. ذِی لوکت دِ سِیم.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.