واژه

average

[ǽvəridʒ]

متوسط؛ معمولی

اَوِریج

Definition

If something is average, it is at a normal level.

توضیح فارسی

اگر چیزی average باشد، در سطحی معمولی قرار دارد.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

I’m not rich or poor; I’m average.

من نه ثروتمندم و نه فقیر؛ من متوسط هستم.

آیم نات ریچ اُر پور؛ آیم اَوِریج.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.