(ə pēl′)
اَ پیل
attraction; interest; to urge
جاذبه؛ علاقه؛ ترغیب کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Anything Jorge could get at wholesale price had a great appeal for him.
هر چیزی که خورخه میتوانست با قیمت عمده بخرد، جاذبه زیادی برای او داشت.
My boss always appeals to his employees to work swiftly and neatly.
رئیس من همیشه از کارمندانش درخواست میکند که سریع و مرتب کار کنند.
I found her clothing designs to be enormously appealing.
من طراحی لباسهای او را بسیار جذاب یافتم.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.