واژه

appeal

(ə pēl′)

جاذبه؛ درخواست کردن

اَ پیل

Definition

attraction; interest; to urge

توضیح فارسی

جاذبه؛ علاقه؛ ترغیب کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Anything Jorge could get at wholesale price had a great appeal for him.

هر چیزی که خورخه می‌توانست با قیمت عمده بخرد، جاذبه زیادی برای او داشت.

اِنی‌ثینگ خورخه کود گت اَت هول‌سیل پرایس هَد اِ گریت اَپیل فور هیم.

My boss always appeals to his employees to work swiftly and neatly.

رئیس من همیشه از کارمندانش درخواست می‌کند که سریع و مرتب کار کنند.

مای باس آلویز اَپیلز تو هیز اِمپلوییز تو وُرک سویفتلی اَند نیتلی.

I found her clothing designs to be enormously appealing.

من طراحی لباس‌های او را بسیار جذاب یافتم.

آی فَوند هِر کلوثینگ دیزاینز تو بی اِنورمِسلی اَپیلینگ.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.