واژه

customer

[kʌstəmər]

مشتری

کاستِمِر

Definition

A customer is a person who buys something at a store.

توضیح فارسی

customer کسی است که از یک فروشگاه چیزی می‌خرد.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The customer put a few items in a bag.

مشتری چند کالا را داخل یک کیسه گذاشت.

دِ کاستِمِر پوت اِ فیو آیتِمز اِن اِ بَگ.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.