واژه

various

vέəriəs

گوناگون؛ مختلف

وِریِس

Definition

If something is various, there are many types of it.

توضیح فارسی

اگر چیزی گوناگون باشد، انواع زیادی از آن وجود دارد.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

She owned shoes of various styles.

او کفش‌هایی با سبک‌های گوناگون داشت.

شی اُوند شوز آو وِریِس اِستایلز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.