واژه

reflect

[rɪflekt]

بازتاباندن

ریفِلِکت

Definition

To reflect is when a surface sends back light, heat, sound or an image.

توضیح فارسی

بازتاباندن زمانی است که یک سطح نور، گرما، صدا یا تصویری را بازمی‌گرداند.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Her face was reflected in the smooth glass.

چهره‌اش در شیشه صاف بازتاب یافت.

هِر فِیس واز ریفِلِکتِد این ذِ اِسموذ گِلَس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.