واژه

destroy

[dɪstrɔɪ]

نابود کردن

دیستروی

Definition

To destroy means to damage something so badly that it cannot be used.

توضیح فارسی

نابود کردن یعنی آن‌قدر به چیزی آسیب زدن که دیگر قابل استفاده نباشد.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The glass was destroyed.

لیوان نابود شد.

ذِ گِلَس واز دیستروید.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.