واژه

flow

flou

جریان داشتن؛ جاری شدن

فلو

Definition

To flow is to move easily and continuously in one direction.

توضیح فارسی

جاری شدن یعنی به‌آسانی و پیوسته در یک جهت حرکت کردن.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The water flowed over the rocks and into the lake.

آب از روی سنگ‌ها جاری شد و وارد دریاچه شد.

دِ واتِر فلوود اووِر دِ راکس اَند اینتو دِ لِیک.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.