واژه

fair

fɛər

منصفانه؛ عادلانه

فِر

Definition

Fair means reasonable or right.

توضیح فارسی

منصفانه یعنی معقول یا درست.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

He sold me his car for a fair price.

او ماشینش را با قیمتی منصفانه به من فروخت.

هی سولد می هیز کار فُر اِ فِر پرایس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.