واژه

start

stɑːrt

شروع کردن

اِستارت

Definition

To start is to begin doing something.

توضیح فارسی

شروع کردن یعنی آغاز کردن انجام کاری.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Catherine has to start work at 8 o’clock in the morning.

کاترین باید ساعت ۸ صبح کار را شروع کند.

کَثِرین هَز تو اِستارت وِرک اَت اِیت اُکلاک این دِ مورنینگ.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.