واژه

innovative

(in ə vā' tiv)

نوآور / خلاق

ایناوِیتیو

Definition

fresh; clever; having new ideas

توضیح فارسی

دارای ایده‌های جدید و خلاقانه

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The innovative ads for the computers won many new customers.

تبلیغات نوآورانه کامپیوترها مشتریان زیادی جذب کرد.

دِ ایناوِیتیو اَدز فور دِ کامپیوترز وان مِنی نیو کاستِمِرز.

Everyone in our office praised the boss for his innovative suggestions.

همه در اداره ما رئیس را به خاطر پیشنهادهای خلاقانه‌اش تحسین کردند.

اِوری‌وان این آور آفیس پریزد دِ باس فور هیز ایناوِیتیو ساجِسچِنز.

Nicole decided to alter her approach and become more innovative.

نیکول تصمیم گرفت روشش را تغییر دهد و خلاق‌تر شود.

نیکول دیسایدِد تو آلتِر هِر اَپروچ اَند بِکام مور ایناوِیتیو.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.