(in ə vā' tiv)
ایناوِیتیو
fresh; clever; having new ideas
دارای ایدههای جدید و خلاقانه
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The innovative ads for the computers won many new customers.
تبلیغات نوآورانه کامپیوترها مشتریان زیادی جذب کرد.
Everyone in our office praised the boss for his innovative suggestions.
همه در اداره ما رئیس را به خاطر پیشنهادهای خلاقانهاش تحسین کردند.
Nicole decided to alter her approach and become more innovative.
نیکول تصمیم گرفت روشش را تغییر دهد و خلاقتر شود.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.