(pī ə nēr')
پایِنیر
one who goes first or prepares a way for others
کسی که راه را برای دیگران باز میکند
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
My grandfather was a pioneer in selling wholesale products.
پدربزرگم در فروش عمده کالاها یک پیشگام بود.
England was a pioneer in building large vessels for tourists.
انگلستان در ساخت کشتیهای بزرگ برای گردشگران پیشرو بود.
In the fourth grade I assembled a picture collection of great American pioneers.
در کلاس چهارم مجموعهای از تصاویر پیشگامان بزرگ آمریکایی جمعآوری کردم.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.