واژه

pioneer

(pī ə nēr')

پیشگام / پیشرو

پایِنیر

Definition

one who goes first or prepares a way for others

توضیح فارسی

کسی که راه را برای دیگران باز می‌کند

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

My grandfather was a pioneer in selling wholesale products.

پدربزرگم در فروش عمده کالاها یک پیشگام بود.

مای گرَندفاذِر واز اِ پایِنیر این سِلینگ هول‌سیل پراداکتز.

England was a pioneer in building large vessels for tourists.

انگلستان در ساخت کشتی‌های بزرگ برای گردشگران پیشرو بود.

اینگلَند واز اِ پایِنیر این بیلدینگ لارج وِسِلز فور توریستس.

In the fourth grade I assembled a picture collection of great American pioneers.

در کلاس چهارم مجموعه‌ای از تصاویر پیشگامان بزرگ آمریکایی جمع‌آوری کردم.

این دِ فورث گرید آی اَسِمبِلد اِ پیچِر کالِکشِن آو گریت اَمِریکِن پایِنیرز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.